تبليغاتX
کوروش پیام آور بزرگ - مقدمه

کوروش پیام آور بزرگ

دفاع از تاریخ از دست رفته ایران

مقدمه

به نام آفریننده خاک،آب و آسمان مقدس ایران زمین

 

سلام به دوستداران تاریخ ایران زمین که خون و غیرت ایرانی در رگهای آنها جریان دارد.امروز ایزد منان به من توفیق داد تا با درست کردن یک وبلاگ،بتوانم سهم ناچیزی در حفظ و گسترش تاریخ این مرز و بوم داشته باشم.

امیدوارم که تعداد زیادی از این وبلاگ دیدن کنند و نظرات خود را درباره این وبلاگ مطرح کنند،تا بتوانم روز به روز این وبلاگ را پربار تر کنم.

آدرس e-mailخود را هم برای برقراری ارتباط شخصی در این وبلاگ قرار داده ام.

 

توجه:برخی مطالب این وبلاگ از کتاب کوروش پیام آور بزرگ نوشته قاسم آذینی فرگرفته شده است.

 

·       پیشگفتار:

پیداست که نگاه تاریخ شناسی،جای خود را در کنار دیگر نگاهها به خوبی گشوده است و امروز تاریخ شناسی هم نشین دین شناسی گشته است.چرا که تاریخ تمدن ایران باستان،دارای تاریخ ارزشمند دینی متغیر می باشد و در یک نگرش،بخوبی مشهود است که قسمتی از تاریخ ایران را حضور ادیان مختلف،آن هم در هم زیستی مسالمت آمیز پر کرده است.صلح  و آرامشی که این نیز به عنوان یک ارزش گران قدر و تمدن مترقی قلمداد می گردد.

 

براستس شناخت تاریخ هر ملت،برای آن ملت و ملل دیگر ضروری می باشد.چیچر و سی رون سخنران معروف رومی،در دو هزار سال پیش تاریخ را نیکوترین گواه حوادث زمان و چراغ حقیقت و آموزگار زندگانی خوانده است.

 

 

تاریخ آموزگار برتر

 

به راستی که مردم هر عصری نیکوترین سرمشق های میهن پرستی،جوانمردی،فداکاری،مردانگی و وفا و دلیری را از تاریخ نیاکان خویش می آموزند.

*امروز به دلیل ناآگاهی مردم از تاریخ نیاکان خود،متاسفانه شاهد از بین رفتن این صفات درمیان مردم هستیم.

هرکس که از زیردست این آموزگار زبردست کامیاب بیرون آید و تعلیمات او نیکو به کار بندد،به یقین در حیات خود به مقامی خواهد رسید که تاریخ نام او را نیز به بزرگی ثبت می نماید،و زندگی وی سرمشق نسلهای آینده خواهد گشت و بالعکس هر کس از تاریخ درس نگیرد،مانند بسیاری از فرزندان آدم که چون جانوران بوجود آمده اند،بی آنکه نام و اثری پایدار از خود نهاده باشند،در وادی فراموشی و نابودی فرو خواهند رفت.

 

و در این باره رودکی چه زیبا می سراید:

 

هر که ناموخت از گذشت روزگار             نیز ناموزد زهیچ روزگار

 

تاریخ در حقیقت آینه زندگانی مردان نامداری است که در این جهان کارهای بزرگ انجام داده اند،مردانی که راهنما و پیشوای انسانیت اند و تمام ترقی و پیشرفت های بشر در دوران حیات،وی مرهون اعمال ایشان است.

 

فکر بلند و اراده آهنین همواره سرمشق اعمال انسانیت بوده و هست و باید گفت که روح پیشوایان و نامداران جامعه بشریت را آنانی دارا می شوند که فردوسی طوسی ایشان را چنین معرفی می کند:

 

جهان چون تن و نامداران سرند            از این رو چنین بر سران افسرند

 

خوشبختانه تاریخ شاهنشاهی دو هزار پانصد ساله ایران سرشار از خاطرات بزرگ و نوابغی است که یا در دلیری و  سیاست و یا در نیرو و اراده،سرمشق کشور گشایی و جهان داری نه تنها در زمان خود بلکه بعد از آن نیز بوده اند.

و هم ایشان هستند که با فکر بلند و قریحه آسمانی خویش به تمدن جهانیان خدمت کرده و مایه پیشرفت نوع بشر و شاهراه علم و معرفت گردیده اند.

 

 

تمدن و مذهب

 

ایران از نخستین روز تاریخ خویش بر تمام ملت ها و اقوام هم عصر خود،از نظر تمدن- مذهب – اخلاق و هنر،برتری داشته است.تا جایی که بسیاری از آنان این حقیقت را بازگو کرده اند که درارایه مطلب عنوان خواهد شد.

اگر با نگاهی شگرف به تارخ ایارن بنگریم خواهیم دریافت،زمانی که کشور فراعنه آفتاب را به صورتهای گوناگون پرستش می کردند، و به خدای گربه و نهنگ  گاو و حتی جغد ایمان داشتند،و در هنگامی که کلده و آشور و یونان و فنیقیه انواع خدایان متعدد را با صورت های مختلف می پرستیدند و یا خلق میکردند،در ایران یگانه پرستی دین رسمی بود و ایرانیان به خدای بی همتایی که دیدنی نیست،و به صورتهای این جهان جلوه نمی کند،پی برده بودند و ایمان و اعتقاد راسخ داشتند.

 

یکتا پرستی ایرانیان

 

اولین فکر یگانه پرستی در جهان بوسیله زرتشت عنوان گردید و برای اولین بار زرتشت از معاد،بقای روح،مساله جبر و اختیار و دوزخ و ...گفتگو به میان آورد و بعدها این مسایل در مذاهب دیگر شرق و غرب چون ،یهودی،مسیحی واسلام تاثیر نهاد و از آن الگو برداری شد و از مان هخامنشیان فکر زرتشتی رسالت خود را به دیگر ادیان جهان ادا نمود و عقیده هستی پس از مرگ در ادیان یهودی، مسیحی و اسلام از زرتشت نشآت گرفته است.

امروز همه ملل جهان می کوشند که برای خود از هرجا افتخاری تاریخی پیدا نمایند تا بتوانند آنرا به دنیا معرفی نمایند و این عمل بدان خاطر صورت می گیرد که در تاریخ خود مایه افتخاری نمی یابند،لذا به همین خاطر افتخارات دیگران را به بهانه ها و دلایل بی اساس و کودکانه به خود نسبت می دهند.

میهن پرستی و ایجاد غرور ملی در دلهای جوانان بهترین وسیله ای است که بقاء و کیان هر کشوری را رقم می زند.هرچه افراد کشورمان به بزرگی و قدرت و کمال تاریخی ایران عزیز در گذشته و حال بیشتر آشنا شوند،دلبستگی و عشق به این سرزمین پاک در وجود ایشان استوارتر خواهد شد.این در حالی است که سراسر تاریخ ایران به خاطر وجود سیاستمداران و مدیران نامی و عالمان و شاعران و نویسندگان و هنرمندان بی نظیر آراسته است و شاید به همین خاطر است که این سوال مطرح می شود که چرا باید در معرفی آنان به فرزندان این کشور کوتاهی شود؟!این در حالی است که شناساندن افتخارات گذشته برای تحرک حس باید به جوانان بیاموزیم که ایران عزیز قرنها بر قسمتی بزرگ از جهان متمدن مسلط بوده و بر کشورهای پهناوری از خاور تا باختر حکمفرمایی داشته است و یا اینکه ملتهای بزرگ جهان بخاطر منزلت و تمدن غنی ایران او بدیده احترام و اطاعت مینگریسته اند، و مردم گیتی از چین تا دریای آدریاتیک فرمانبردار و تابع قوانین عاقلانه ایران بوده اند.ما امروزه به خوبی شاهدیم دولتهایی که بر قسمتهای بزرگی از جهان حکومت می کنند،همه با تحریک و تقویت حس میهن پرستی و غرور ملی و میل به سیادت در افراد ملت خویش ،بدین پایه و عرصه رسیده اند و این در حالی است که تاریخ تمدن ایشان در برابر تاریخ پر افتخار ایران ما چند سطر بیش نیست.

 

الگوهای انسانی در حکومت ایران

 

زمانی که فراعنه مصر و پادشاهان بابل و آشور که جزء مقتدرترین حاکمان دوران خود بودند کشتن شاهان و و سرداران دشمن را لازم می شمردند و غالبآ فرمانروای اسیر شده را با تمام کسان اش به بدترین وضعی هلاک می کردند،و این روش را یک اصل برای خود قلمداد می نمودند،رفتار شاهان ایران با فرمانروایان و مردم کشورهایی که فتح می کردند به گونه ای متفاوت بود.

ما در تاریخ ایران شاهدیم که حتی پادشاهان مغلوب به هنگام اسارت به دست ایرانیان به جای کشتن یا دربند کردن آنان،با احترام و ادب با ایشان رفتار می کردند و حتی آنان را در حکومت ایران به کارهای بزرگ و پسندیده دیگری می گماشتند که این امر خوشبختانه در تاریخ باستان ایران به صورت فراوان شهود میباشد.

از صفات دیگر ایرانیان باستان ،وفای به عهد و محترم داشتن پیمان بود،که البته این صفت نیکو نیز نتیجه علاقه و اعتقاد آنان به راستی بوده است که در یکتا پرستی آنان نقش بسزایی داشت.

احترام به عهد و پیمان،ایرانیان را در نظر سایر اقوام جهان قدیم بزرگ جلوه داده و از این راه مورد اعتماد و محبت ملل تابع خویش قرار داده بود.همانگونه که می دانید پیمان نگهداشتن یکی دیگر از اصول کار سیاست و ملک داری است  ما هرگاه به تاریخ جهان نظر افکندیم،دیده ایم که ریشه و بنیان بیشتر شورشها و یا غارتگریها که گاه به زوال و انقراض دولتهای نیرومند منتهی شده،در پیمان شکنی و خیانت نهفته است و این در حالی بود که پای بندی ایرانیان به سوگند و عهد خود سبب گردید که ایشان در میان جهانیان از اهمیت و اعتبار فراوانی برخوردار گردند.

 

 

محو تاریخ ایران

 

با کمال تآسف امروز به دلیل ضعف در انعکاس تاریخ پویا و پربار ایران حتی خود ایرانیان نیز از هویت و جوهریه پرمایه خویش غافل و محروم شده اند و شاید به دلیل پیگیری و دست یابی دیگر ملل جهان به فرهنگ و تمدن دیرینه ایران،تاریخ ایران را بهتر از هر ایرانی می دانند و می شناسند و حتی با بکار گیری آن در روابط اجتماعی خود سرشار از موفقیتهای موجود شده اند.

اما باز هم جای بسی خرسندی است که از چندی پیش با اکتشافات و کاوش های متعددی که صورت پذیرفته و منجر به دستیابی به کتیبه ها و نوشته های دوران باستان ایران گردیده بار دیگر این امکان را برای ما بوجود آورد تا نسبت به شناخت هر چه بهتر و بیشتر تمدن ایران زمین اقدام نماییم.

از آنجا که معمولا کتیبه های مکشوفه دارای سه نوع خط (آرامی-عیلامی-بابلی)می باشد لذا در راستای ترجمه آنان زمانی به این امر اختصاص داده می شود و این در حالی است که این اسناد از نظر استحکام سندی بسیار محکم و مستند می باشند.فلذا به همین خاطر است که تا به امروز شناساندن فرهنگ و تمدن ایرانیان بسیار کاربرد داشته است.

حال با توجه به موارد مطرح شده این سوال مطرح میشود که جامعه ایران در قبال شناخت تاریخ کشور خود،چه اقدامی را صورت داده است؟

امروزه با توجه به اهمیت شناخت تاریخ کشورمان این مسولیت بر دوش فرد فرد ایرانیان است که بیش از پیش در جهت شناساندن و شناختن آن گام برداشته و سرمایه گذاری لازم را بنمایند.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم بهمن 1384ساعت 9:49  توسط کوروش هخامنش  |